تبليغاتX
راز يك تنهايي محض

راز يك تنهايي محض

نياز به توضيح وجود ندارد ولي بالاخره به يه جا براي دلنوشته نياز دارم

وقتي بهار رفت

وقتي توحيد رو كشتند هزاران توحيد ديگر متولد شد

وقتي بهار رفت هزاران پائيز به جا موند.

حالا بهار قراره دوباره بياد و ... .

پي نوشت :بقيه اش به عهده تخيل خودتون.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 10:32  توسط بهار  | 

مي خواستم برم ولي برگشتم

دلم براي خودم تنگ مي شود گاهي

دلي كه تنگ تر از تنگ مي شود گاهي

پي نوشت:تا يه مدت اپ نمي كنم ولي نظراتتون رو مي خونم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 16:43  توسط بهار  |